تبليغاتX
vista
سي‌نما ، شعر ، ادبيات ، هنرهاي تجسمی - نمايشي و غیره...
شانزدهم فروردین 1386ساعت4

اشاره‌: «روزنامه اعتماد ملي» در شماره‌ي چهارشنبه 15 فروردين خود،بازهم رفته است سراغ «مسعود ده‌نمكي» و «اخراجي»هاي‌اش. با اين فرق كه هر دو طرف متخاصم، «رو در رو»اند و بدون چاشني معذورات! يكي لطيف و شهري و با كنايه مي‌پرسد و ديگري پاسخ مي‌دهد، «جنگ»ي محض اما با زباني نزديك به طنز...
آدم بايد خيلي بد‌سليقه و يا ناشي باشد كه قبل از شروع به خواندن يك گپ جنجالي (آن هم از نوع «ده‌نمكي‌‌»اش) و با آن تيتر اكشن و «بزن و بزن»اش، يك راست (و بدون خواندن ليد)، برود سراغ «سين – جيم»هايي كه «سين»هاي‌اش زنانه است و ملايم  و«جيم‌»هاي‌اش، زُمخت و مردانه...

وسط نوشت پيوست:مخاطب در نگاه اوليه‌اش، با نبود «سوتيتر»، ابتدا كمي دل‌خور مي‌شود. اما بلافاصله با ديدن 6 قطعه عكس اختصاصي كه در صفحه آرايي 6 ستونه،به همراه 2 «ليد» بالا و پايين(يكي با قلم گفت‌وگو كننده و ديگري را با امضاي طناز مسوول روابط عمومي) مي‌بيند، اصلانمي‌تواند جلوي  انتقال «انرژي» به خودش را بگيرد و يا به حرفه‌اي بودن گرداندگان آن ايمان نياورد!
نگارنده، گفت‌وگوهاي گروهي بسياري را از نزديك شاهد بوده، كه يك سوي آن فردي مجهز به يك دستگاه ضبط صوت(و سوالاتي حساب شده كه محصول مشترك مدير مسوول و اهالي تحريريه قلمداد مي‌شد)،مي‌نشست و درمقابل او، چند مصاحبه شونده‌اي قرارمي‌گرفتند كه هر بار نوبت سخن گفتن به آنان مي‌رسيد،مساوي بود با يك «بسم الله الرحمن الرحيم».
الغرض؛ حالا كه مي‌بينيم واژه‌ي شيك «مرسي» به دفعات و بدون ترس در كنار هم خرج مي‌شود، تازه به كاربردي بودن لغات خاطره انگيزي هم‌چون Send ، SMS و... پي مي‌بريم! Merci beaucoup
راستي! اين‌هم همان «ليد» خانم « مهناز عادلي» است كه اشاراتي ظريف در باب «مميزي داخلي» روزنامه‌اشان داشته‌اند:
«مي‌گوييم مبادا ناگفته بماند كه چاپ مصاحبه‌اي كه هم‌اكنون پيش روي شماست به طرز مشكوك، پر رمز و راز، خفن‌آلود و به ابهام آغشته‌هايِ يك نامه به تعويق افتاد. نتيجه‌اش اين شد كه در اين 13 به‌دري، نشسته‌ايم داريم ليدمان را كمپلت عوض مي‌كنيم، به همين دربه‌دري... اتفاقات زيادي در اين فاصله افتاد كه نمي‌شود نديده باشيم و گفته نباشيم! يكي‌اش اين‌كه فيلم «اخراجي‌ها» در روزهاي پاياني سال اكران شد، سپس بدجوري فروخت. دومي‌اش هم اينكه ده‌نمكي با صراحت لهجه‌اش چپ و راست همه جا صحبت كرد و تازگي مصاحبه ما را هي زير سوال برد...!»

آخرنوشت يا سوالات فراموش شده :
«يا لثارات»ي‌ها ، با «اخراجي‌ها» مخالف‌اند يا با سازنده‌اش؟
چرا«اخراجي‌ها»ي ده‌نمكي، كليد خورد با حضور «صفار هرندي» در سكانس افتتاحيه ؟
... و آخرين باري كه در كوچه‌ي «شهيد شاهچراغي» ديده شدي؟

اما لينك گفت‌وگوي مورد نظر كه در روزنامه‌ي «اعتماد ملي» به طبع چاپ نايل شده است.
نكته: ضمن اشاره به اين‌ موضوع پيش پاافتاده كه نگارنده نسخه‌ي چاپي همين  شماره را خوانده،اعتراف مي‌كنم كه سوداي عضويت در تحريريه‌ي «روزنامه اعتماد ملي» را در سر ندارم كه ندارم!
Merci  beaucoup

ح . شريفي‌فر

 

قلمي شده توسطح.شریفی‌فر | موضوع: | لینک ثابت |