بهجای اشاره: آیا میتوان «درد» نکشیده و ریشخندزنان گفت «درد» تو را میشناسم؟ آیا میتوان بر این ادعای ابلهانه اصرار ورزید که ریاضت کشیدن و رنجبر باقی ماندن جزیی از کشف و شهود حقیقت است؟
بهیاد «آقا مرتضا» که مثل «هیچکس» نبود...
ح.ش
آوینی:در سالهای جنگ در «روایت فتح» به بچههایمان میگفتم وقتی رفتید جبهه،تلاش کنید که هیچکاری نکنید! تلاش کنید که هیچ تلاشی نکنید...
بعد تمام تلاش ما هم در طول این تجربه [از سال ۶۴ – ۶۳] یعنی تا «روایت فتح»،کمکم به نتیجه رسید.تجربیات در جهت این بود:یعنی در جهت حذف همهی تلاشها...
«مستند اشراقی» یعنی چه؟!
«اشراق» به این معناست که من به بچههای روایت فتح میگفتم که اگر شما خودتان را از سر راه بردارید و حجاب تکنیک را هم از سر راه کنار بزنید،در فیلم شما «حقیقت» ظاهر میشود.یعنی حقیقت در فیلم شما اشراق پیدا میکند.بهمیزانی هم که در این «دریدن حجاب خود» و تکنیک موفق بشوید،جلوهی حقیقت بیشتر خواهد بود...
آدمیزاد احتیاجاتی دارد.ضعفهایی دارد.خودش را باید از سر راه بر دارد.من گفتم فدایی راه خدا باشید.اصلا با این عنوان باید پایات را وسط اینراه بگذاری.اگر غیر از این باشد و بخواهی جان خودت را حفظ کنی،از این ماجرای پُر خوف و خطر نمیتوانی در زیر پوشش از بچه بسیجیها فیلم بگیری.نه! خود «تو» هم باید توی صحنه باشی...
... حالا میبینی که باید تلاش کنی که هیچ تلاشی نکنی.یعنی باید سعی کنی که هیچ سعیای نکنی.یعنی دست به ترکیب واقعیت نزنی.اصلا هیچ کاری نباید بکنی و هم خودت را از سر راه برداری که این «خود» مزاحم نشود؛مزاحم واقعیت نشود.دیگر اینکه موقعی باید کار کنی که هیچ چیز مزاحم واقعیت نیست. از طرف دیگر،دوربین و تکنیک را هم که مزاحم واقعیت است،انکار کنی...

برگرفته شده از جزوهی : «سینمای اشراق» / «کشف حقیقت در گرداب آتش»
لینک مرتبط : مرتضی آوینی از زبان خودش




