يادداشتهاي حاشيهاي:
در حاليكه تنها 4روز از برگزاري 26مين جشنواره فيلم فجر ميگذرد،تعداد 5فيلم در جدول نمايشها جابهجا شده يا اصلا بهنمايش در نيامدهاند!كه اين موضوع طي 25دورهي گذشته[با اين آمار تغييراتي بالا]،بيسابقه بوده؛باور بفرماييد.
پرانتز:با استناد بهجدول مكتوب روزانه [و 5روزه] كه چاپ و محترمانه هم بهدست اهالي مطبوعات داده شده [كه تصاوير اسكن شده آنرا ملاحظه ميكنيد]،برگزار كنندگان موفق شدند[با فاكتور ندانمكاري]،جماعت روزنامهنگار را بهبيبرنامگي محض ارتقا دهند!
پرانتز: يكچيزي تو مايههاي:حالا چهخاكي توي سرمان بريزيم...

گاف روز چهارم را،«بولتن روزانه» داد...درحاليكه 3 شماره از بولتن روزانه 26مين جشنوارهي بينالمللي فيلم فجر را تورق كرده و قصد داشتم تا چهارمين شماره آنرا آرشيو كنم،ناگهان با عدد 5مواجه شدم! پس از كلي زير و رو كردن اوراق اطراف و صفحات تقويم [كه با گيجزدن شديد ناشي از مفقود شدن يكي از نسخ بولتن همراه بود]،اصلا نااميد نشدم!چندبار با انگشت دست [12 تا 15 بهمن] را شمرده و پساز محاسبهي اين موضوع ساده كه 4روز از اين فستيوال بينالمللي را سپري كرديم و [احتمالا] بر اثر بيمبالاتي [بخوانيد عشقي بودن] مسوولان اين نشريه،فقط اعداد روزشمار روي بولتن جابهجا شده و بس... پس بنابراين،قضيه را با يك دستمريزاد «ناب» ختم بهخير ميكنم! [البته برای گم نکردن نشریه]
پرانتز: در اين بين،به كسي هم ناسزا نگفتم كه نگفتم...
انگار در اين آشفته بازار،نبايد بهيك عدد ناقابل حساس بود و گير داد؛اصلا گور باباي همين 4تا و نصفي مهمان نيمبندخارجي [كه هنگام فهميدن دستهگل بهآب دادن آقايان]،ميخواهند «دستمريزاد» را به زبان مادري خودشان تلفظ كنند!
پرانتز: شما جاي من بوديد،در اين «پرانتز» چه مينوشتيد؟
اما در همين بولتني كه يك شماره آن پس و پيش شده،گفتوگوي مفصلي با جناب آقاي «دكتر مجيد شاه حسيني» [دبير جشنواره و مدير عامل بنياد سينمايي فارابي] انجام پذيرفته كه اين مقام عاليرتبه و بزرگوار فرمودهاند: سينما يكي از اركان امنيت ملي است...
جناب «دكتر محمد آقا قوام» [عضو هيات مديره و خزانهدار فارابي] هم طي گفتوگويي گفتهاند: ميخواهيم شان جشنواره حفظ شود...
پرانتز: قوام جان! بهشمارش دارايي فارابي بسنده كن و فعلا مساله «شان» سينما را پيگيري نكن ! پليز...
آخرنوشت: امروز با بهنمايش درنيامدن فيلم «فرزند خاك» [محمدعلي باشهآهنگر]،تنها فیلم ایرانی از جدول حذف شد و اكثر دوستان برای ديدن فيلمهاي خارجي درجه چندم [مثل اثاري از كشور كنگو و سوريه]،رغبتي از خود نشان ندادند كه ندادند!
پاتوق بهمنماه «ما»، [سينما صحرا]،گرم گرم است...اما امسال «فيلم» را نميبينيم بلكه خودمان «فيلم» شدهايم! [ح.ش]
لينك مرتبط:
امان از «الناز شاکردوست» ؛ يا اون 2تا چشمهات ، منو ُكشته!





