تبليغاتX
vista
سي‌نما ، شعر ، ادبيات ، هنرهاي تجسمی - نمايشي و غیره...
بیست و هفتم دی 1386ساعت23

تا همين يكي 2سال پيش،سينماي روشنفكرانه ايراني با ساختن فيلم‌هايي كه گونه‌هاي ملموس وخاص آن فقط در شرايط اقليمي كشورمان به‌وفور در دسترس و امكان‌پذير بود،فيلم‌سازان اين ژانر را به قلل شهرت و اعتبار جهاني رساند.مولفه‌هايي نظير بومي بودن،نگاه ثابت و كم تحرك [لانگ شات]،باعث شده بود تا حتا رويكرد ناشيانه به موضاعات جغرافيايي - ايراني [منهاي سياست هم]،براي جماعت اهل هنر آن‌سوي آب‌ها از جذابيت‌هاي سرشاري برخوردار باشد... سينماگراني كه همواره آثار آنان با كنايه‌هايي نظير‌ «جشنواره پسند» روبه‌رو بود،جوايز اصلي فستيوال‌هاي بين‌المللي و «الف» را يكي پس از ديگري،تصاحب مي‌كردند و سينماي ما نيز سرمست از اين كلكسيون منحصر به‌فرد،به‌خود مي‌باليد! 
جالب است كه اگر تا ديروز فيلم‌سازان همين ژانر اصرار بر بازي نابازيگران آماتور در لوكيشن‌هاي بكر و محلي را داشتند،اما حالا [با چرخشي 180 درجه‌اي]،سناريوي جهاني‌شدن‌شان فرق كرده است!
وقتي با بهت و حيرت،مي‌خوانيم و مي‌شنويم كه بازي فلان سوپراستار سينماي جهان در بهمان فيلم‌ ايراني،به دغدغه‌ي اصلي سينماي روشنفكري تبديل شده،عجالتا اگر از «شاخ‌درآوردن» جا خالي دهيم،حداقل حق داريم تا شوكه شويم!
اوج اين خبرهاي داغ،حضور بازيگراني نظير «آنجلينا جولي»،«ژوليت بينوش»،«عمر شريف»،«مايكل كين» و...در سينماي ايران است.در همين راستا،وقتي عكس «عباس كيارستمي» را در كنار «ژوليت بينوش» فرانسوي [آن‌هم در حال خوردن آبگوشت در تهران]،مي‌بينيم ، گفته‌ي كيارستمي را باور مي‌كنيم كه بينوش از 10سالگي علاقه زيادي داشته تا در يكي از فيلم‌هاي او ايفاي نقش كند.
كيارستمي درباره‌ي فيلم «رونوشت برابر اصل» مي‌گويد: «اين فيلم از آن جنس فيلم‌هايي است كه ساخت‌شان برايم پيش آمد.بينوش 10ساله بود كه اظهار علا‌قه مي‌كرد تا با من هم‌كاري كند. در اين مدت هيچ ايده‌اي به ذهنم نمي‌رسيد تا به اثري همه‌گير بدل شود. از سويي شك داشتم كه با اين فيلم بتوانم يك شخصيت جهاني خلق كنم.»گويا ترديدهاي اين كارگردان سرشناس ايراني براي خلق شخصيتي جهاني،برطرف شده و او «رونوشت برابر با اصل» را اسفندماه سال‌جاري با بازي «ژوليت بينوش» و «سامي فري» در ايتاليا جلوي دوربين مي‌برد.
به گفته كيارستمي،داستان اين فيلم در منطقه‌‌اي بين «توسكاني» و «فلورانس» رخ مي‌دهد و راجع به يك گالري‌دار زن (بينوش) است كه طي كنفرانسي هنري با يك نويسنده انگليسي ميان‌سال آشنا مي‌شود...
چند روزي از اين خبر داغ نگذشته بود كه خبرگزاري فارس و به نقل از «روزنامه نيويورك تايمز»،از «بهمن قبادي» نوشت: «فيلم آينده من، يك فيلم انگليسي - كردي است و به‌نظرم بازيگري مثل «آنجلينا جولي» مي‌تواند بازيگر مناسبي براي ايفاي نقش اصلي آن با حال و هواي بومي باشد.»
اين كارگردان ايراني در قسمت ديگري از اين گفت‌وگو،درباره اين‌كه چرا در همه فيلم‌هاي‌اش به جز «نيوه مانگ» (نيمه ماه) از نابازيگر استفاده كرده است، به نيويورك تايمز گفت:من با بازيگران حرفه‌اي هم كار كرده‌ام و تجربه بسيار خوب بوده است ولي كار با بازيگران غير حرفه‌اي از پيچيدگي كم‌تري برخوردار است و در كل بسيار راحت‌تر است.
وي افزود:البته بايد بگويم كه من در آينده نيز با بازيگران حرفه‌اي كار خواهم كرد و هم‌اكنون در حال جست‌وجو براي يافتن بازيگر آمريكايي مناسب براي فيلم بعدي‌ام هستم، يك بازيگر زن كه با من كار كند.
قبادي مي‌گويد:در نظر دارم كه يك فيلم انگليسي -كردي بسازم و دليلم براي اين كار اين است كه چنين فيلمي مي‌تواند در سطح وسيع‌تري،در كشورهاي بيش‌‌تري،ديده شود و بالطبع درآمد بيش‌تري نيز به‌دست آورد، زيرا فيلم‌هاي مستقل اصولا فيلم‌هاي فقيري هستند،قربانياني هستند كه به‌راحتي نمي‌توانند راه خود را پيدا كنند.
وي گفت: در نظر دارم تا در پروژه بعدي‌ام از ستاره‌ها استفاده كنم كه البته به‌نظر من اگر بتوانم كاري كنم كه آنان در قالب‌هاي شخصيتي - بومي قرار بگيرند،به آن‌چه مي‌خواهم مي‌رسم.
قبادي در پايان خاطر نشان كرده: اين يكي از ايده‌هايي است كه من سعي مي‌كنم به آن برسم و به نظرم در اين زمينه بازيگري مثل «آنجلينا جولي» مي‌تواند مورد مناسبي براي ايفاي نقش در فيلم بعدي من باشد.
اگر از عباس كيارستمي و تا حدودي هم از بهمن قبادي به‌عنوان ليدرهاي ژانر سينماي روشنفكري بگذريم،تب (اپيدمي) دعوت از سوپر استارهاي جهان در فيلم‌هاي ايراني فراگير شده و به‌نظر مي‌رسد از اين پس، تهيه‌كنندگان و كارگردانان ايراني ترجيح مي‌دهند تا شانس موفقيت و فروش بالا‌ي فيلم‌هاي خود را با سوپراستارهاي جهاني محك بزنند.گويا آنان قصد دارند تا گناه ناكامي ساختن فيلم‌هايي با ستارگان پرتعداد ايراني و البته «ضد گيشه» را به‌گردن جماعت ايراني كه با سينما قهر كرده‌اند،بياندازند!
در همين راستاست كه تهيه‌كننده «سن‌پترزبورگ»،خبر دعوت از 2 بازيگر عصر طلايي [گذشته]هاليوود،«عمر شريف» و «مايكل كين»  را براي بازي در اين فيلم مي‌دهد. «حميد اعتباريان» در اين باره گفته است: «هدف ما از دعوت اين 2 ستاره سينما به فيلم سن‌پترزبورگ،فراهم آوردن كششي جهاني براي كشورهاي خارجي است.»
وي از مذاكره با آژانس حرفه‌اي اين 2بازيگر براي شنيدن شرايط دستمزد آنان خبر داده و مي‌گويد: ما «سيناپس» [خلاصه]  فيلم‌نامه را براي آنان فرستاديم و در اين مرحله قبول كرده‌اند و حالا اين 2 [عمر شريف و مايكل كين ]،درخواست داده‌اند سناريوي كامل را بفرستيم تا نظر قطعي‌‌شان را بدهند.

رابطه‌ي توليدات مشترك با وسوسه‌هاي «جهاني» شدن
از طرف ديگر، اگر بخواهيم توليدات سالانه سينماي ايران [كه رقم آن‌ به‌طور متوسط به 70 فيلم در سال مي‌رسد] را از زوايه‌اي ديگربررسي كنيم،درمي‌يابيم كه هميشه تعدادي از فيلم‌ها عنوان توليد مشترك را يدك كشيده و مي‌كشند و البته اين به‌آن معناست كه تنها در بخش تهيه كنندگي و سرمايه‌گذاري، فقط يك شريك خارجي داشته‌اند.
اما سوال اين است: «توليد مشترك» ، مي‌تواند گره از معضل گريبان‌گرفته‌ي سينماي ايران بگشايد؟چه نكات مثبت و رمز و رازي فيلم‌سازان ما را به سمت توليد مشترك با كشورهاي خارجي سوق مي‌دهد؟ سهم اين توليدات مشترك در شناسايي  فرهنگ و سينماي ايران به مخاطب جهاني چيست؟
آيا سرمايه‌گذاري‌ و احيانا بازيگران خارجي تضميني براي بهبود وضعيت سينماي ايران خواهد داشت و يا توليد مشترك، حاصل اقتصاد بيمار سينماي ما نيست؟
چنان‌چه خوش‌بينانه به اين ماجرا نگاه كنيم و فرض بگيريم كه اين آثار قادر خواهند بود تا از نظر مالي سينماي ايران را منتفع و يا علاوه بر نمايش در هر 2 كشور سازنده،سود فرهنگي و مالي سرشاري را نصيب ما كند،از ايده‌اليستي بودن هم پا را فراتر گذاشته‌ايم ! چرا كه همواره [از نظر فرهنگي]،سراغ كشورهاي درجه 2و3 رفته‌ايم كه اين ماجرا هيچ كمكي به ارتقاي سطح كيفي سينماي ما نكرده است.
البته موارد معدودي هم بوده كه با سينماي كشوهاي درجه اول، شريك مالي بوديم؛ اما يادمان نرود كه در تمامي آن فيلم‌ها  اسمي از كشور ما نبردند و يا سهم‌مان  به هيچ انگاشته شد. به‌عنوان مثال، «اورسن ولز» فيلمي را با هم‌كاري ايران مي‌سازد كه در نهايت هيچ اسمي از ايران برده نمي‌شود و يا در فيلم «كاروان‌ها»  [ «جيمز فارگو»  1355]  كه سرمايه‌گذاري آن توسط ايران صورت گرفت، عوامل ايراني نقش‌هاي حاشيه‌اي و فرعي را به‌عهده داشتند و ...
جدا از «خانواده مخملباف» كه مدت‌هاست در خارج از ايران فيلم مي‌سازند،بايد به 2 فيلم‌ساز مطرح ديگر ايراني، «مجيد مجيدي» و «تهمينه ميلاني» اشاره كنيم كه اتفاقا هر 2 قرار است در هندوستان فيلم‌هاي خود را كليد بزنند.
شبكه ABN هند اعلا‌م كرد كه «مجيد مجيدي» در شهر دهلي حضور يافت و از هم‌كاري خود با شركت «اسپات بوي يوتي‌وي» براي ساخت فيلمي درباره منطقه كشمير خبر داد.
هم‌چنين تهمينه ميلاني كه به تازگي از جشنواره كلكته بازگشته، قرار است سال آينده با تهيه‌كنندگي يك كمپاني هندي در هندوستان فيلم بسازد.
اين كارگردان ضمن اعلام اين خبر گفت: طي سفري كه به هندوستان داشتم قرار شد تا فيلمي را به تهيه‌كنندگي كمپاني «نوماد فيلم» كه يكي از معتبرترين كمپاني‌هاي هندوستان است، كارگرداني كنم.

پرانتز بي‌ربط : اصلا به بحث بالا كاري نداريم! 
قضيه شكل دوم؛چرا فيلم‌سازان ديني ما به‌سراغ  افرادي نظير «ملا محسن فيض كاشاني»،«محمد اقبال لاهوري» و «علي شريعتي» كه 3ضلع مثلث روشنفكري - ديني تأثيرگذار  در چند صد سال اخيرند،نرفته‌اند؟!


آخرنوشت:گفتني‌ست،اين مطلب در آخرين شماره‌ي مجله «سينما ويديو» [دي‌ماه سال جاري و با امضاي نگارنده]،چاپ و روي‌ميز روزنامه فروشي‌هاست.. و البته باقي ماجرا...
ح.‌شريفي‌فر


 

قلمي شده توسطح.شریفی‌فر | موضوع: | لینک ثابت |