هشتم آذر 1386ساعت17

آخر نوشت ضروری: همين يك فريم عکس را هم با اكراه عكاسي كردم! چون ابتدا [قاطعانه] و با ناديده گرفتن اين صحنه،از كنارش رد شدم،راحت... اما اصلا نميدانم چهشد كه پس از طي مسافتي،تصميم قبليام را فراموش كردم و كنجكاوانه بازگشتم!
باور كنيد با آنكه ميشد [سر فرصت] حتا صحنه را بازسازي كرد [و مثلا ُشرت را در بهترين شرايط پيادهرو قرار داد و...]،ولي صحنه آن قدر چندشآور بود كه در همان لحظهي لعنتي تنها به اينفكر ميكردم: كه سفر «اوديسهوار» اين لباس زير زنانه از كجا شروع و با چه انگيزهاي در يكي از خيابانهاي شماليتهران پايان يافته [بخوانيد رها شده] ؟!





