او را در تمام ساليان پرافتخار گذشتهاش بهياد ميآوريم که با آن چهره ساده و دوست داشتني در اوج فشار و باخت [با آن ته لهجه شيرين آذرياش] از هيچچيز گلايه نکرد و از اميد به آينده گفت. سالم زندگي کرد و از حاشيه دور ماند. به خانواده رسيد و اسير زرقوبرقهاي ستارهکش نشد. حتا در اروپا هم که بود باز چهره ظاهرياش را دچار دگرديسي نکرد و کريم باقري ماند،با همان سبيلهايي که هيچگاه از روي لبانش محو نشدند و نشانهاي بودند از رادمردي وي...
احتمالا کريم بايد اين سوپرگل را ميزد تا ما يادمان باشد که شماره 6 اسطورهاي پرسپوليس همان نمونه نادري است که فوتبال ما كمتر در اين سالها به خود ديده و خواهد ديد.
کريم باقري با شوت استثنايياش دوباره تمام آن صحنههاي غرورانگيز گذشته را که يک تنه خلق کرده بود از جلوي چشمانمان رژه برد. او در آستانه دههي چهل زندگي،با همان قدرتي شوت زد که در عنفوان جواني مقابل تيمهاي آسيايي و در جام جهاني مقابل يوگسلاوي و آلمان زد.

گل داربي ۶۸، شايد بهترين پاداشي بود که خدا ميتوانست به کريم بدهد.هرچه باشد گلزني در داربي تهران براي هواداران سرخابي ارزشاش به اندازه حضور در جام جهاني است! [نيست؟] اينجا در داربي زدن يک گل ِ تمام كننده و تماشايي،يعني تسخير قلب ميليونها هوادار.کاري که باقري در تمام عرصهها کرده بود جز در داربي... کريم البته علاوه بر سوپر گلاش،سوپر تجربه خود را هم در پايان دادن به غايلهي حقيقي- رضايي نشان داد و پدرسالارانه تيم را که تا ورطهي ازهم پاشيدن ميرفت جمعوجور کرد و به پيروزي رساند.
تصور کنيد اگر در داربي 4شنبه،کاپيتان پرسپوليس بازيکني غير از باقري بود،آيا ميتوانست آن وسط با بازيکنان افسار گسيختهي خودي را مديريت كند؟
امروز از همدورهايهاي باقري تقريبا اثري در ليگ برتر نيست.همه محو شدهاند.حتا بازيکناني که چند سال پس از باقري هم رو شدند، رفتهاند اما او هنوز در داربي ميجنگد و گل ميزند. در 37 سالگي اين همه انگيزه و انرژي فقط يک معنا دارد.زندگي سالم.چيزي که جز يکي دو بازيکن ديگر نتوانستند به آن تن دهند که اگر ميدادند الان بودند. باورم اين است کريم با اين گل رويايي بايد تصميماش را براي خداحافظي در پايان اين فصل قطعي کند و خاطره «مرد خندان سبيلوي مهربان» را براي هميشه در ذهن و قلب میلیونها هوادار قرمز قاب بگيرد.
شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید
مگر مساحت رنج مرا حساب کنید
محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید
خطوط منحنی خنده را خراب کنید
طنین نام مرا موریانه خواهد خورد
مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید
دگر به منطق منسوخ مرگ میخندم
مگر به شیوهی دیگر مرا مجاب کنید
در انجماد سکون،پیش از آنکه سنگ شوم
مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید
مگر سماجت پولادی سکوت مرا
درون کورهی فریاد خود مذاب کنید
بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید
قيصر امينپور
آخرنوشت: در انجماد سکون،پیش از آنکه سنگ شوم / مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید...









